close
متخصص ارتودنسی
فروشگاه ایرانیکان
جذاب ترین ها،وبلاگ ایرانیکان - 9

جذاب ترین ها،وبلاگ ایرانیکان

کامپیوتر فیلم سینما گنج یابی دفینه ازدواج بازی کامپیوتری...

banner
جستجوگر پیشرفته



" دیدار خدا "

برای ما چنین روایت كرده اند كه خداوند "دیدار" و "هم سخنی" خود را بین دوپیامبر تقسیم فرمود (در میان پیامبران، دو پیامبر را برگزید تا با یكی از آن ها هم كلام شود و دیدار خویش را به دیگری ارزانی فرماید). هم سخنی خود را به موسی (علیه السّلام)داد و دیدار خویش را به حضرت محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلم) عطا نمود. پس بنابراین خداوند وجودی قابل دیدن است....

ابوقُرّه، از جمله محدثان اهل سنت و از روایان حدیث در عصر امام رضا (علیه السّلام) بود. صفوان بن یحیی،یكی از شاگردان امام رضا (علیه السّلاممی گوید:ابوقرّه از من خواست تا او را به محضر حضرت رضا (علیه السّلام) ببرم. من از ایشان اجازه خواستم و چون آن حضرت اجازه فرمودند، ابوقرّه به محضر امام علی بن موسی الرضا (علیه السّلام) شرفیاب شد و پرسش هایی در خصوص احكام دین و حلال وحرام الهی مطرح نمود؛ تا آنکه سؤالش به مسئله توحید كشیده شد. در این هنگام او پرسید:

"برای ما چنین روایت كرده اند كه خداوند "دیدار" و "هم سخنی" خود را بین دوپیامبر تقسیم فرمود (در میان پیامبران، دو پیامبر را برگزید تا با یكی از آن ها هم كلام شود و دیدار خویش را به دیگری ارزانی فرماید). هم سخنی خود را به موسی (علیه السّلام)داد و دیدار خویش را به حضرت محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلم) عطا نمود. پس بنابراین خداوند وجودی قابل دیدن است."

امام رضا (علیه السّلام) پاسخ دادند: "پس آن کسی كه به جنّ وانس (این مطلب را) رسانید كه "چشم ها او را نمی بینند و علم آنان به او احاطه پیدا نمی کند و هیچ چیز همانند او نیست"، چه كسی بود؟ مگر محمّد (صلّی الله علیه و آله و سلم) نبود؟"

ابوقرّه گفت:" آری".

امام رضا(علیه السّلام) فرمودند: "بنابراین، چگونه ممكن است مردی از طرف خدا به سوی تمامی مخلوقات بیاید وآنها را با فرمان الهی به سوی خداوند دعوت کند و بگوید: "چشم ها او را نمی بینند و دانش آنان به او احاطه پیدا نمی کند و هیچ چیز همانند او نیست" و سپس خود بگوید که من به چشمم خدا را دیده و به او احاطه علمییافتم و او به شكل انسان است؟  آیا خجالت نمی كشید  افراد بی دین وکافر نتوانستند چنین نسبتی به آن حضرت بدهند كه او چیزی را از طرف خداوند می آورد و سپس از راه دیگر خلاف آنرا می گوید".

ابوقرّه در مقام پاسخ امام برآمد و گفت: "خداوند خودش در قرآن  می فرماید: "و بار دیگر نیز (پیامبر) او را دید".(1)

امام رضا (علیه السّلام) در جواب فرمودند: "بعد از این آیه، آیه دیگری است که بر آنچه پیامبر دیده است، دلالت می کند. خداوند (ابتدا) می فرماید: "قلب در آنچه دید هرگز دروغ نگفت."(2)، یعنی دل محمد(صلّی الله علیه و آله و سلم) آن چه را كه چشمانش دید، دروغ ندانست.سپس (در آیه ای دیگر) از آن چه که محمد(صلّی الله علیه و آله و سلم)دیده است، خبر داده و می فرماید: " او پاره ای از آیات و نشانه های بزرگ پروردگارش را دید".(3) بنابراین نشانه های خدا (که خداوند از آنان به عنوان مشاهدات پیامبر نام می برد) موضوعی متفاوت از خود خداوند است و باز خداوند (در جای دیگر از قرآن کریم) می فرماید: " و دانش آنان به او احاطه پیدا نمی کند".(4) در صورتی  که اگر دیده ها او راببینند، (آنگاه دیگر) علم بر او احاطه یافته و شناخت واقع شده است. (در حال كه آیه مذكور تصریح دارد که احاطه علمی بر خداوند ممكن نیست)...  

و در ادامه امام هشتم (علیه السلام) فرمودند: آنچه مسلمین بر آن اتفاق دارند، این است که احاطه علمی بر خداوند نمی توان یافت و دیدگان او را نمی بینند و چیزی مانند او نیست."

(برگرفته از کتاب اصول کافی، جلد 1، باب ابطال دیدن خدا، حدیث 2)

 

پاورقیها:

1-       "و لقد رآه نزلة اخری "(سوره نجم، آیه 13)

2-       "ما کذب الفؤاد ما رای"(سوره نجم، آیه 11)

3-       "لقد رای من آیات ربه الکبری" (سوره نجم، آیه 18)

4-       "...و لا یحیطون به علما "(سوره طه،آیه 110)

منبع:سایت رشد


:: بازدید : 13


نویسنده
نویسنده : ایرانیکان
تاریخ : [چهارشنبه 14 بهمن 1394 ] [ 8:9]
تاریخ

امام حسین و حضرت مهدی در قرآن مجید

در تفسیر آیه ی «من قتل مظلوما فقد جعلنا لولیه سلطانا... ؛ هر کس مظلومانه کشته شود ما برای ولی او تسلطی بر ظالم قرار می دهیم»(1)

از امام صادق علیه السلام روایت شده است که: مراد از مظلوم در این آیه، حضرت امام حسین (ع) است که مظلوم کشته شد و منظور از «جعلنا لولیه سلطانا» امام مهدی (عج) است.(2)


:: بازدید : 1


نویسنده
نویسنده : ایرانیکان
تاریخ : [چهارشنبه 14 بهمن 1394 ] [ 8:3]
تاریخ

دفع شیطان

هر كسى انسان را نصيحت كند، اگر قدرى لحن او تند باشد، انسان از او گله‌مند ميشود؛ اما خود انسان، خودش را نصيحت كند؛ دشنام بدهد به خودش، ملامت كند، سرزنش كند خودش را؛ اينها خيلى مؤثر است. موعظه كند، زجر كند. در كنار اينها، يا به جاى اينها اگر نبود، آن وقت دوست، رفيق، كه دستگيرى كند انسان را.....

«قَالَ الصَّادِقُ جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ ع مَنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَاعِظٌ مِنْ قَلْبِهِ وَ زَاجِرٌ مِنْ نَفْسِهِ وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ قَرِينٌ مُرْشِدٌ اسْتَمْكَنَ عَدُوَّهُ مِنْ عُنُقِه»
شافی، صفحه‌ى 652

فى الفقيه، عن الصّادق (عليه‌السّلام) [حضرت امام جعفر صادق علیه‌السّلام فرمودند]: «من لم يكن له واعظ من قلبه و زاجر من نفسه و لم يكن له قرين مرشد استمكن عدوّه من عنقه».
اولين چيزى كه موجب ميشود كه انسان بتواند در مقابل دشمنش - كه مراد، شيطان است - ايستادگى كند و مانع بشود از تصرف دشمن و تسلط دشمن، [این است كه:] «واعظ من قلبه»؛ از قلب خود واعظى براى خود داشته باشد. قلب متذكر بيدار، انسان را نصيحت ميكند، موعظه ميكند. يكى از بهترين وسائلِ اينكه انسان قلب را وادار كند به موعظه‌ى خود و فعال كند در موعظه‌ى خود، همين دعاهاست، دعاهاى مأثور - صحيفه‌ى سجاديه و ساير دعاها - و سحرخيزى؛ اينها دل انسان را به عنوان يك ناصح براى انسان قرار ميدهد. اول اين است: «واعظ من قلبه».
[دوم اینكه:] «و زاجر من نفسه»؛ از درونِ خود يك زجركننده‌اى، منع‌كننده‌اى، هشداردهنده‌اى داشته باشد. اگر اين دو تا نبود، «و لم يكن له قرين مرشد»، يك دوستى، همراهى كه او را ارشاد كند، به او كمك كند، راهنمائى كند، اين را هم نداشته باشد - كه اين، سومى است - كه اگر چنانچه از درون، انسان نتوانست خودش را هدايت كند و مهار نفسِ خودش را در دست بگيرد، [باید] دوستى داشته باشد، همراهى داشته باشد، همينى كه فرمودند: «من يذكّركم اللَّه رؤيته»، كه ديدار او شما را به ياد خدا بيندازد؛ اگر اين هم نبود، «استمكن عدوّه من عنقه»؛ خود را در مقابل دشمنِ خود مطيع كرده است؛ دشمنِ خود را مسلط كرده است بر خود و بر گردن خود، كه سوار بشود. كه [منظور از] دشمن، همان شيطان است. اينها لازم است. از درون خود، انسان، خود را نصيحت كند. بهترين نصحيت كننده‌ى انسان، خود انسان است؛ چون از خودش انسان گله‌مند نميشود. هر كسى انسان را نصيحت كند، اگر قدرى لحن او تند باشد، انسان از او گله‌مند ميشود؛ اما خود انسان، خودش را نصيحت كند؛ دشنام بدهد به خودش، ملامت كند، سرزنش كند خودش را؛ اينها خيلى مؤثر است. موعظه كند، زجر كند. در كنار اينها، يا به جاى اينها اگر نبود، آن وقت دوست، رفيق، كه دستگيرى كند انسان را.


:: بازدید : 22


نویسنده
نویسنده : ایرانیکان
تاریخ : [سه شنبه 13 بهمن 1394 ] [ 10:30]
تاریخ

حدیث شریف، قسمتى از پاسخ امام مهدى(علیه السلام) به سؤال هاى محمّد بن عبداللّه حمیرى است. حضرت، در این كلام، به اهمیّت یكى از مستحبات، یعنى سجده ى شكر اشاره مى كند و بعد از آن به دعا و تسبیح بعد از فرایض پرداخته، فضیلت آن را مانند فضیلت فریضه بر نوافل مى داند و نیز اصل سجده و قرار دادن پیشانى بر خاك را در اجر و ثواب به منزله ى دعا و تسبیح مى داند......

قال مولانا الامام المهدی-عجل الله تعالی فرجه الشریف- :
(سَجْدَهُ الشُّكْرِ مِنْ أَلْزَمِ السُّنَنِ وَأَوْجَبِها... فَإِنَّ فَضْلَ الدُّعاءِ وَالتَّسْبیحِ بَعْدَ الْفَرائِضِ عَلَى الدُّعاءِ بِعَقیبِ النَّوافِلِ، كَفَضْلِ الْفَرائِضِ عَلَى النَّوافِلِ، وَالسَّجْدَهُ دُعاءٌ وَتَسْبیحٌ)[1]
سجده ى شكر، از لازم ترین و واجب ترین مستحبات الهى است... همانا، فضیلت دعا و تسبیح پس از واجبات بر دعاى بعد از نوافل، همانند فضیلت واجبات بر نوافل است. سجده، دعا و تسبیح است.

شرح
حدیث شریف، قسمتى از پاسخ امام مهدى(علیه السلام) به سؤال هاى محمّد بن عبداللّه حمیرى است. حضرت، در این كلام، به اهمیّت یكى از مستحبات، یعنى سجده ى شكر اشاره مى كند و بعد از آن به دعا و تسبیح بعد از فرایض پرداخته، فضیلت آن را مانند فضیلت فریضه بر نوافل مى داند و نیز اصل سجده و قرار دادن پیشانى بر خاك را در اجر و ثواب به منزله ى دعا و تسبیح مى داند.
از بررسى آیات و احادیث به دست مى آید كه همه ى واجبات و یا همه ى مستحبات، در یك سطح و اندازه نیستند; مثلاً اهمیّت نماز، در میان واجبات، از همه بیش تر است; زیرا، قبولى اعمال، به قبول شدن نماز بستگى دارد. در میان مستحبات ـ برابر این حدیث ـ اهمیّت سجده ى شكر، از همه ى مستحبات بیش تر است. شاید علّت، این باشد كه سجده ى شكر، كلید افزایش و تداوم نعمت است; یعنى هر گاه انسان با دیدن و یا رسیدن به نعمتى، شكر گزارد، آن نعمت تداوم مى یابد و نعمت هاى دیگر نیز نازل مى گردند. این نكته در قرآن به صراحت آمده است:
(لَئِنْ شَكَرْتُمْ لاََزیدَنَّكُمْ)[2]; اگر شكر نعمت به جاى آورید، بر نعمت شما مى افزایم.
حضرت(علیه السلام) در این حدیث به چند نكته اشاره مى فرماید:
1. سجده ى شكر، زمان و مكان خاصّى ندارد، ولى با توجّه به این حدیث، بهترین زمان براى این كار بعد از نمازهاى واجب و نوافل است.
2. سجده كمال انسان و نهایت خضوع در برابر خداوند متعال است، در این هنگام است كه انسان خود را نمى بیند و تمام عظمت و بزرگى را از آن خداوند مى داند; لذا این حالت، بهترین حالت براى بنده است، خصوصاً هنگامى كه توأم با ذكر و شكرگزارى لفظى و قلبى باشد.
3. ثواب دعا و تسبیح بعد از نمازهاى واجب، از ثواب دعا و تسبیح پس از نمازهاى نافله خیلى بیش تر است، همان گونه كه فضیلت فرایض از نوافل بیش تر است.
4. حضرت(علیه السلام) با بیان این كه سجده، دعا و تسبیح است، مى فهماند كه خود سجده هم یك نوع تسبیح و دعاست و همان گونه كه ذكرِ پس از نماز، مطلوب است، سجده كردن هم كارى مستحب است; زیرا غایت و هدف از دعا و تسبیح، خضوع و خشوع و تذلّل براى خداوند متعال است، و شكّى نیست كه این غایت، در سجده، به نحو اتمّ و اكمل است.


:: بازدید : 12


نویسنده
نویسنده : ایرانیکان
تاریخ : [سه شنبه 13 بهمن 1394 ] [ 10:28]
تاریخ
آخرین مطالب ارسالی
سایت پول یابی ، محل کسب درآمد از اینترنت تاریخ : سه شنبه 30 آبان 1396
کسب درآمد و آموزش راههای کسب ثروت از اینترنت تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
آموزش موفقیت در گنج یابی و کاوش دفینه تاریخ : شنبه 21 فروردین 1395
گنج یابی و دفینه یابی، تاراج یا حراج آثار تاریخی؟ تاریخ : شنبه 21 فروردین 1395
قوانین و گنج یابی تاریخ : شنبه 21 فروردین 1395
کانال گوهر، جواهرات، سنگهای قیمتی و انرژی مثبت تاریخ : چهارشنبه 18 فروردین 1395
درختان دفینه دار ایران تاریخ : سه شنبه 25 اسفند 1394
علامت شتر در گنج یابی و دفینه تاریخ : سه شنبه 25 اسفند 1394
آموزش کنترل عصبانیت تاریخ : شنبه 24 بهمن 1394
فضیلت دعا و راز و نیاز تاریخ : شنبه 24 بهمن 1394
صفحات سایت
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
RSS

Powered By
Rozblog.Com
Translate : RojPix.ir