close
متخصص ارتودنسی
فروشگاه ایرانیکان
احادیث و روایات غدیرخم

جذاب ترین ها،وبلاگ ایرانیکان

احادیث و روایات غدیرخمپیامبر گرامی (ص) ، در سال دهم هجرت به مکه عزیمت فرمودند تا فریضه ی حج بگذارند.این حج ، در آخرین سال عمر پیامبرعزیز ، انجام شد و به همین جهت در تاریخ ، آنرا حجة الوداع می گویند ، یعنی حج بدرود ، حج خداحافظی.همراهان پیامبر را که به شوق همسفری با آنحضرت و دیدن و فرا گرفتن حجی درست ، به رکابش شتافته بودند ؛ تا 120 هزار نفر نوشته اند . . . .۱-زیاد بن محمد گوید : بر امام صادق (ع) وارد شدم و گفتم : آیا مسلمانان عیدی غیر از عید قربان و عید فطر و جمعه دارند ؟ امام (ع) فرمود : آری ،…

banner
جستجوگر پیشرفته



احادیث و روایات غدیرخم

پیامبر گرامی (ص) ، در سال دهم هجرت به مکه عزیمت فرمودند تا فریضه ی حج بگذارند.این حج ، در آخرین سال عمر پیامبرعزیز ، انجام شد و به همین جهت در تاریخ ، آنرا حجة الوداع می گویند ، یعنی حج بدرود ، حج خداحافظی.

همراهان پیامبر را که به شوق همسفری با آنحضرت و دیدن و فرا گرفتن حجی درست ، به رکابش شتافته بودند ؛ تا 120 هزار نفر نوشته اند . . . .

۱-زیاد بن محمد گوید : بر امام صادق (ع) وارد شدم و گفتم : آیا مسلمانان عیدی غیر از عید قربان و عید فطر و جمعه دارند ؟ امام (ع) فرمود : آری ، روزی که رسولخدا (ص) امیر مومنان علی (ع) را ( به خلافت و ولایت ) منصوب کرد.  مصباح المتهجد

۲-حضرت محمد (ص) : روز غدیر خم برترین عیدهای امت من است و آن روزی است که خداوند بزرگ دستور داد ، آن روز برادرم علی بن ابی طالب را به عنوان پرچمدار ( و فرمانده ) امتم منصوب کنم ، تا بعد از من مردم توسط او هدایت شوند ، و آن روزی است که خداوند در آن روز دین را تکمیل و نعمت را بر امت من تمام کرد و اسلام را به عنوان دین برای آنان پسندید.  امالی شیخ صدوق

۳-امام صادق (ع) : روز غدیر خم عید بزرگ خداست ، خدا پیامبری مبعوث نکرده ، مگر اینکه این روز را عید گرفته و عظمت آنرا شناخته و نام این روز در آسمان ، روز عهد و پیمان  و در زمین ، روز پیمان محکم و حضور همگانی است.  وسائل الشیعه جلد 5 صفحه 224 حدیث 1

۴-به امام صادق (ع) گفته شد : آیا مومنان غیر از عید فطر و قربان و جمعه عید دیگری دارند ؟ فرمود : آری ، آنان عید بزرگتر از اینها هم  دارند و آن روزی است که امیرالمومنین علی (ع) در غدیر خم بالا برده شد و رسول خدا (ص) مساله ولایت را بر گردن زنان و مردان قرار داد.  وسائل الشیعه جلد 7 صفحه 325 حدیث 5

 


حدیث تاریخی غدیر

پیامبر گرامی (ص) ، در سال دهم هجرت به مکه عزیمت فرمودند تا فریضه ی حج بگذارند.این حج ، در آخرین سال عمر پیامبرعزیز ، انجام شد و به همین جهت در تاریخ ، آنرا حجة الوداع می گویند ، یعنی حج بدرود ، حج خداحافظی.

همراهان پیامبر را که به شوق همسفری با آنحضرت و دیدن و فرا گرفتن حجی درست ، به رکابش شتافته بودند ؛ تا 120 هزار نفر نوشته اند . . . .

گروهی نیز در شهر مکه به او پیوستند ، پس از گزاردن حج و به هنگام بازگشت به مدینه روز هیجدهم ماه ذیحجه در (( غدیر خم )) { غدیر خم نام جایی است بین مکه و مدینه } این آیه نازل شد : يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاس . . .  سوره مائده آیه 67 (( ای پیامبر ، برسان آنچه از پروردگارت بر تو فرود آمده است و اگر نرسانی ، رسالت خدای را به جا نیاورده ای و خداوند تو را از - گزند - مردمان در امان میدارد .... ))) بدین ترتیب فرمانی بزرگ از سوی خدا به پیامبر در میرسد.

لبهای کاروانیان به آهستگی نجوا میکند :

- خدا فرمانی داده است....

و همه منتظر فرمان می مانند...

در همین هنگام پیامبر (ص) ، دستور می دهد که همه از حرکت باز گردند و بازماندگان در رسند.

چنین میکنند.. و راهگذرانی بسیار ، به فرمان رسول خدا (ص) ، اینک برای شنودن یک خبر ایستاده اند....و صحرا چنانکه میدانیم و گفتیم : پهنه ی بی آب و تفته ی غدیر خم است.

نمیروز است و هرم آفتاب سوزنده ؛

خبر چیست که پیامبر در این هنگام و هنگامه ، مردم را بر سرپا نگاهداشته است ؟

در این هنگام ؛ بانگ اذان به گوش می رسد ؛ پیامبر (ص) با مردم نماز می گذارد و از باربند شتران ، مکانی برتر ( بلندتر) ساخته میشود.پیامبر (ص) برفراز آن می ایستد.سینه ها نفس ها را دزدیده اند و مردم چون ریگزار صحرا ، خاموش خاموشند و منتظر شنودن خبر.

پیامبر (ص) شروع میکند ، سخنانش چون تراوش ذرات آب که از آبشار در هوا بپراکند ، نرم و نوازشگر است و هرم گرما را می شکند و مردمان تشنه ، زیر آفتاب ، با گوش جان آنرا می نوشند و می نیوشند ؛ پیامبر (ص) پس از ستایش خداوند ، چنین ادامه می دهد :

- من و شما ، هر دوان مسئولیم { مسئولیت پیامبر (ص) ابلاغ رسالت و مسئولیت دیگران ، عمل به دین و ابلاغ به دیگران است } چه می گویید ؟

- گواهیم که ما را تبلیغ کردی و در این راه چه بسیار کوشیدی ، خدا تو را بهترین پاداش دهد !

- آیا به یگانگی خداوند و پیامبری بنده اش محمد (ص) ، گواهی نمی دهید ؟

و به راستینی بهشت و دوزخ و مرگ و رستاخیز و زندگی پس از در گذشتن ؟

- گواهی می دهیم.

- خدایا گواه باش ! و آنگاه روی سوی مردم باز می گوید :

- مردم ! ، من و شما کنار کوثر یکدیگر را خواهیم دید ؛ هوشیار باشید که پس از من با دو {{ گوهر گرانبها }} چگونه خواهید بود ؟

- ای پیامبر خدا ، آن دو گوهر گرانبها ، چیست ؟

کتاب خدا و اهل بیت من. خدا به من خبر داده است که این دو از هم جدا نشوند تا کنار کوثر به من رسند... از آنان پیشی نجویید که هلاک خواهید شد و هم باز پس نمانید که باز موجب هلاکت است.

در این هنگام دست امیرمومنان حضرت علی (ع) را برمی افرازد تا مردم ، همه ، او را ببینند و باز شناسند ، پس آنگاه در همان حال منشور آسمانی جانشینی خود را میخواند :

ایها الناس من اولی الناس بالمومنین من انفسهم.

مردم ! ، چه کسی به مومنان از ایشان سزاوارتر است و بر آنان ولایت و سرپرستی دارد ؟

- خدا و پیامبرش داناترند.

- خدا بر من ولایت دارد و من بر مومنان و من بر گرویدگان از خود ایشان سزاوارترم پس :

من کنت مولاه ، فهذا علی مولاه { طبق روایت احمد بن حنبل - یکی از چهار پیشوای بزرگ اهل تسنن ، پیامبر (ص) این جمله ها را چهار بار تکرار فرمود }

هرکس من ولی و سرپرست اویم ، علی سرپرست و ولی اوست.

خدای من ! دوستانش را دوست بدار و با دشمنانش دشمن باش ! و یاری کن هرکه او را یاری کند و کیفر ده آنرا که با وی بستیزد . . .

هان ! هر حاضری باید به غایبان ابلاغ کند.

هنوز مردم نپراکنده اند که این آیه نازل میشود :

امروز دینتان را کامل و نعمت را بر شما تمام کردم و خرسند شدم که اسلام دین شما باشد ! { سوره مائده آیه 3 : الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الإِسْلاَمَ دِينًا }

پس آنگاه پیامبر (ص) ، فریاد برآورد :

الله اکبر !

دین خدا کامل شد و پروردگار به رسالت من و امامت علی پس از من خشنود گشت.

پس از این مراسم ، مردم به امیر مومنان حضرت علی (ع) شادباش گفتند ؛ از کسانیکه پیشاپیش اصحاب ، به امیرمومنان حضرت علی (ع) تهنیت گفتند ، ابوبکر و عمر بودند که گفتند : بخ بخ لک یا علی ، اصبحت مولای و مولی کل مومن و مومنة ، ای خوشا تو یا علی ، که مولای من و هر مرد و زن با ایمان شده ای.  الغدیر جلد 1 صفحه 9 الی 11

سند حدیث غدیر

این حدیث از جهت سلسله ی راویان ، چندان محکم است که شاید کمتر مانند داشته باشد.

یکصدو ده نفر { الغدیر جلد 1 61 - 14 } از اصحاب پیامبر (ص) که در غدیر حاضر بوده اند ، این حدیث را بی هیچ واسطه ، از پیامبر (ص) نقل کرده اند و هم هشتادو چند نفر از تابعین. { الغدیر جلد 1 صفحه 72 - 62 - تابعین آنانند که خود پیامبر (ص) را ندیده اند اما یک یا چند تن از اصحاب آنحضرت را دیده اند } دانشمندان آگاه و بی غرض ، چه تاریخ نویسان و چه مفسران و دیگرها ، از اهل تسنن ، مساله غدیر را با مدارک زیاد در کتابهای خود آورده اند ، که نام سیصدو پنجاه نفر از آنها در کتاب (( الغدیر )) آمده است.

چه بسیار از دانشمندان بزرگ اسلامی ، در این باره مستقلا کتابی نوشته اند که نام بیست و شش نفر از آنان با ویژگیهای کتابهایشان در (( الغدیر )) فراهم آمده است.

فرهنگ نویسان چون به واژه غدیر یا مولی ، رسیده اند ، داستان غدیر را باز گفته اند. . .

و باری ، کوچکترین تردید و کمترین سایه ی انکار در سند حدیث غدیر وجود ندارد مگر برای آندسته از مردمان که در نور خورشید می ایستند و گرمی آن را بر پوست خود حس میکنند اما باز می گویند نوری و گرمایی نیست.

بررسی کوتاهی در معنای حدیث غدیر

حدیث غدیر ، با نشانه هایی که در خود آن و خارج از آن وجود دارد ؛ چنان چشمگیر است که هر انسان با انصافی را متوجه خود میسازد و از آن به روشنی بر می آید که امیر مومنان حضرت علی (ع) نخستین جانشین پیامبر اسلام بوده است.

اینک به توضیح و گشودن برخی از آن نشانه ها و شواهد می پردازیم :

1- کلمه ی مولا که در این حدیث به چشم میخورد ، از روشنترین کلماتی است که در این زمینه به کار گرفته شده است.

(( مولا )) در این حدیث یعنی کسی که دارای مقام ولایت و امامت و رای و فرمان است و خواسته اش بر همه خواسته ها مقدم ؛ به این دلیل که پیامبرش از جمله ی    {{ من کنت مولاه }} فرمود : {{ ایها الناس من اولی الناس بالمومنین من انفسهم ؟ مردم چه کسی به مومنان از ایشان سزاوارتر است ؟ }}

معنای اولویت پیامبر (ص) آن است که خواسته ی او بر خواسته ی مردم پیشی جوید و هرچه بگوید و انجام دهد ، برای مردم حجت باشد و مردم پیروی کنند و در حقیقت بر مردم ولایت و سرپرستی داشته باشد.حال می گوییم : همان - طور که در جمله ی پیشین ، صحبت از اولویت و ولایت پیامبر (ص) است ؛ در جمله ی بعد هم باید صحبت از ولایت و اولویت به همان معنی باشد تا ارتباط معنوی دو جمله ی پیشین و پسین ، محفوظ بماند.

بدین ترتیب معنای درست و کاملی که از این چند جمله به دست میآید ، این است که پیامبر (ص) فرمود :

آیا من نسبت به شما از خودتان سزاوار نیستم ؛ همه گفتند هستی ؛ آنگاه پیامبر (ص) فرمود : همین سزاواری و اولویت و ولایت که من نسبت به شما دارم علی نیز دارد و پس از من ، او مولای همه ی مسلمانان و جانشین من خواهد بود.

پس ، در این حدیث ، هیچ یک از معانی دیگر (( مولا )) جز همان اولویت و ولایت و امامت ، منظور نیست و معانی دیگر در این مقام ، کاملا بی تناسب است ، توجه به این نکته نیز که : پیامبر اسلام در آن هوای گرم انبوه مردم را سرپا نگه داشت ؛ این حقیقت تاریخی را بیشتر آشکار میکند که موضوع ، اهمیتی ویژه داشته است و گرنه هیچ عاقلی باور نمیکند که پیامبر (ص) مردم را در آن شرائط نگهدارد و منظورش فقط این باشد که یک موضوع جزئی ( مثلا علی دوست من است ) را به مردم یادآوری کند.

2- دلیل دیگر اینکه : پیامبر اسلام (ص) در جمله بعد فرمود : (( خدایا یاری کن آنرا که علی را یاری کند و از رحمت خود دور بدار آنرا که از یاری علی ، خودداری کند.))

پیامبر (ص) میدانست که پس از او ، حضرت علی (ع) باید از نظر ظاهر ، نیرو و ارتش داشته باشد و مردم او را یاری کنند تا اسلام ریشه گیرد ؛ چرا که حکومت اسلام نیاز به فرماندهان عادل و مطاع دارد و لازم است همه ی مردم از جانشین پیامبر فرمانبرداری کنند ؛ از اینرو ، یاوران حضرت علی (ع) را دعا کرد و مخالفان او را نفرین ، تا از این راه نیز به مردم بفهماند مخالفت با حضرت علی (ع) ، موجب غضب خداوند و نفرین پیامبر (ص) است.

3- پیامبر (ص) در پیشانی خطبه فرمود :

آیا به یگانگی خدا و رسالت بنده اش محمد ، گواهی نمی دهید ؟ گفتند می دهیم آنگاه فرمود : ولی و مولای شما کیست و سپس گفت : هرکس من مولای او هستم علی نیز مولای او خواهد بود.

بدیهی است که منظور از ولایت حضرت علی (ع) ، پس از شهادت به یگانگی خدا و رسالت و ولایت پیامبر ، همان امامت است زیرا جز بدینمعنی ، ارتباط جمله ها حفظ نمیشود و میدانیم که پیامبر (ص) از بلیغترین و فصیحترین مردمان بود در گفتار.

4- مردم پس از انجام مراسم ، به امیر مومنان حضرت علی (ع) تهنیت ها گفتند ، آشکار است که این شادباش در صورتی صحیح به نظر میرسد که در آنروز حضرت علی (ع) از سوی خدا و پیامبر (ص) ، به مقامی بلند رسیده باشد ، جز در این صورت ، تهنیت معنا نداشت.

5- آیه ی : يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاس . . .  سوره مائده آیه 67 (( ای پیامبر ، برسان آنچه از پروردگارت بر تو فرود آمده است و اگر نرسانی ، رسالت خدای را به جا نیاورده ای و خداوند تو را از - گزند - مردمان در امان میدارد  ))

به گواهی دانشمندان اهل تسنن ، روز غدیر ، درباره ی مساله جانشینی حضرت علی - که درود خدا بر او - فرود آمده است ( علامه امینی در {{ الغدیر }} سی نفر از مشاهیر اهل تسنن را نام میبرد که همه اعتراف کرده اند این آیه درباره علی (ع) نازل شده است )

برای نمونه ، گفتار مفسر و مورخ بزرگ تسنن : حافظ ابوجعفر محمد بن جریر طبری را میآوریم :

(( . . . بعد از این آیه که در غدیر خم نازل شد ، پیامبر (ص) فرمود : جبرئیل از طرف خدا دستور آورد که در این جایگاه بایستم و به هر سفید و سیاه اعلام کنم که علی فرزند ابوطالب ، برادر من ، وصی من ، جانشین من و امام پس از من است .... الغدیر جلد 1 صفحه 214 بنقل از کتاب الولایة طبری ))

6- اشعار و چکامه های شکوهمند و بلندی که شاعران و ادیبان اعصار از آنروز تا امروز درباره غدیر و جانشینی امیرمومنان حضرت علی (ع) سروده اند ؛ گذشته از اهمیت جنبه ی ادبی ، دلیل محکمی در مساله ی مورد بحث ماست زیرا همه ی آنها خطبه ی غدیر خم را مربوط به ولایت و امامت دانسته اند و شرح داده اند.

شعر و نام این شاعران همه ضبط شده است و آنان که با ادبیات عرب آشنایی دارند میتوانند ، کتاب ارجمند {{ الغدیر }} را ببینند.

در این کتاب بلند ، اشعار و نام بسیاری از شعرایی که در موضوع غدیر شعر سروده اند ، از قرن اول هجری تا قرنهای بعد ، به ترتیب فراهم آمده و حتی نقد و بررسی شده است.

7- پیامبر بزرگ ما (ص) و امامان گرامی (ع) ، روز هیجدهم ذیحجه را ، یکی از عیدهای رسمی مسلمانان اعلام فرموده اند تا مساله غدیر ، هرساله بازگو شود و به دست فراموشی سپرده نگردد.

چنانکه ابوریحان بیرونی دانشمند مشهور ایرانی در قرن پنجم ، در کتاب {{ آثار الباقیه }} و نیز ابن طلحه ی شافعی در کتاب (( مطالب السوول )) روز غدیر را یکی از عیدهای اسلامی نام برده اند.

ابومنصور ثعالبی ، ادیب و دانشمند مشهور هم در کتاب (( ثمار القلوب )) شب غدیر را از شبهای بزرگ اسلامی دانسته است.

8- احتجاج ها : امیر مومنان حضرت علی (ع) و امامان دیگر ، هرگاه به حدیث غدیر احتجاج و در برابر مخالفان بدان استدلال کرده اند ، هیچکس در معنای آن و اینکه مربوط به امامت و جانشینی امیرمومنان حضرت علی (ع) است ؛ اشکالی نکرده و مجاب شده اند { الغدیر جلد 1 صفحه 159 به بعد }

امیرالمومنین (ع) ، یک روز در کوفه خطبه میخواند ، ضمن آن فرمود : به خدایتان سوگند می دهم ، هرکس در غدیر حاضر بود و به گوش خود شنید که پیامبر مرا به جانشینی گزید ، بایستد ، تنها آنانکه به گوش خود از پیامبر شنیده اند ؛ برخیزند نه آنانکه از دیگران شنیده اند و خود در غدیر نبوده اند ، جمعی برخواستند.

احمد حنبل پیشوای بزرگ مذهب حنبلی میگوید : آنان سی نفر بودند که آنروز برخاستند و به شنیدن حدیث غدیر گواهی دادند.

باید دانست که در آن تاریخ بیست و پنج سال از واقعه غدیر گذشته بود و هم برخی از اصحاب پیامبر (ص) در آن روز ، در کوفه نبودند و یا پیش از آن تاریخ درگذشته بودند و نیز برخی به بعضی غرض ها بودند و گواهی ندادند.

راهبر آزادگان حضرت امام حسین (ع) نیز به هنگام سخنرانی در اجتماع اسلامی مکه ، بین هفتصد نفر از پارسایان اصحاب و تابعان پیامبر (ص) { 200 نفر از ایشان از اصحاب بودند } فرمود : (( . . . به خداوندتان سوگند باد ، آیا میدانید که پیامبر در غدیر ، علی (ع) را به خلافت و ولایت برگزید و فرمود ؛ حاضران به غایبان برسانند ؟ )) آن جمع همه گفتند : خدا گواهست که چنین بود . .. { در کتاب ارجمند (( الغدیر )) جلد 1 صفحه - 213 - 159 - 22 - احتجاج در این زمینه آمده است }

 


سند حدیث غدیر

سند حدیث غدیر
واقعه عظیم غدیر،شامل مراحل مقدماتى قبل از خطبه و متن خطبه و وقایعى که همزمان با خطبه اتفاق افتاد و آنچه پس از خطبه بوقوع پیوست،بطوریکه روایت واحد و متسلسل بدست ما نرسیده است.بلکه هر یک از حاضرین در غدیر،گوشه‏اى از مراسم یا قطعه‏اى از سخنان حضرت را نقل نموده‏اند.البته قسمتهایى از این جریان بطور متواتر بدست ما رسیده است،و خطبه غدیر نیز بطور کامل در کتب حدیث حفظ شده است.

روایت حدیث غدیر در شرایط خفقان
خبر غدیر و سخنان پیامبر(ص)در آن مجمع عظیم،طورى در شهرها منتشر شد که حتى غیر مسلمانان هم از این خبر مهم آگاه شدند. جا داشت بیش از یکصد و بیست هزار مسلمان حاضر در غدیر،هر یک بسهم خود خطبه غدیر را حفظ کند و متن آنرا در اختیار فرزندان و فامیل و دوستان خود قرار دهد.
متأسفانه جو حاکم بر اجتماع آنروز مسلمین و فضاى ایجاد شده بعد از رحلت پیامبر(ص)ـکه حدیث گفتن و حدیث نوشتن در آن ممنوع بود و سالهاى متمادى همچنان ادامه داشتـاینها سبب شد که مردم سخنان سرنوشت ساز پیامبر دلسوزشان در آن مقطع حساس را به فراموشى بسپارند و اهمیت آنرا نادیده بگیرند.
طبیعى است که باید چنین مى‏شد،زیرا مطرح کردن غدیر مساوى با بر چیدن بساط غاصبین خلافت بود،و آنان هرگز اجازه چنین کارى را نمى‏دادند.البته جریان غدیر بصورتى در سینه‏ها جا گرفت که عده زیادى خطبه غدیر یا قسمتى از آن را حفظ کردند و براى نسلهاى آینده بیادگار گذاشتند و هیچکس را قدرت کنترل و منع از انتشار چنین خبر مهمى نبود.
شخص امیرالمؤمنین و فاطمه زهرا صلوات الله علیهما که رکن غدیر بودند،و نیز ائمه علیهم السلام یکى پس از دیگرى تأکید خاصى بر حفظ این حدیث داشتند،و بارها در مقابل دوست و دشمن بدان احتجاج و استدلال مى‏فرمودند،و در آن شرایط خفقان مى‏بینیم که امام باقر علیه السلام متن کامل خطبه غدیر را براى اصحابشان فرموده‏اند.
بهمین جهت در بین قاطبه مسلمین،هیچ حدیثى به اندازه « حدیث غدیر » روایت کننده ندارد،و گذشته از تواتر آن،از نظر علم رجال و درایت،اسناد آن در حد فوق العاده‏اى است.

معرفى کتاب درباره سند حدیث غدیر
کتب مفصلى در زمینه بحثهاى رجالى و تاریخى مربوط به سند حدیث غدیر تألیف شده است که بهترین نمونه آن کتاب « الغدیر » تألیف علامه بزرگ شیخ عبد الحسین امینى نجفى رضوان الله علیه است.
در این کتابها،اسماء راویان حدیث غدیر جمع آورى شده و از نظر رجالى در باره موثق بودن راویان بحث شده و تاریخچه مفصلى از اسناد و راویان حدیث غدیر تدوین شده و جنبه‏هاى اعجاب انگیز آن در زمینه‏هاى اسناد و رجال تبیین گردیده است.ذیلا به دو نمونه اشاره مى‏شود :
ابو المعالى جوینى مى‏گوید:در بغداد در دست صحافى یک جلد کتاب دیدم که بر جلد آن چنین نوشته بود: « جلد بیست و هشتم از اسناد حدیث « من کنت مولاه فعلى مولاه » و بعد از این مجلد بیست و نهم خواهد بود »  (1) .
إبن کثیر مى‏گوید: « کتابى در دو جلد ضخیم دیدم که طبرى در آن،احادیث غدیر خم را جمع آورى کرده بود »  (2) .
اگر چه کتاب براى معرفى در این زمینه بسیار زیاد است ولى در اینجا چند کتاب بعنوان راهنمایى و براى آگاهى از مباحث مربوط به سند حدیث غدیر معرفى مى‏شود:
1.الطرائف،سید ابن طاووس:ص .33
2.کشف المهم فی طریق خبر غدیر خم،سید هاشم بحرانى.
3.بحار الأنوار،علامه مجلسى:ج 37 ص 181 و .182
4.عوالم العلوم،شیخ عبدالله بحرانى:ج 15/3 ص 307 تا .327
5.عبقات الأنوار،میر حامد حسین هندى،جلد غدیر.
6.الغدیر،علامه امینى:ج 1 ص 12 تا 151،و 294 تا .322
7.خلاصه عبقات الأنوار،علامه محقق سید على حسینى میلانى دامت افاضاته،جلد غدیر.

مدارک متن کامل خطبه غدیر
در تاریخچه کتابهاى اسلامى،اولین بار در نقل خطبه غدیر بصورت مستقل،به کتابى که عالم شیعى استاد بزرگ علم نحو شیخ خلیل بن احمد فراهیدى متوفاى 175 هجرى تألیف کرده بر مى‏خوریم،که تحت عنوان « جزء فیه خطبة النبى(ص)یوم الغدیر »  (3) معرفى شده است،و بعد از او کتابهاى بسیارى در این زمینه تألیف گردیده است.
خوشبختانه متن مفصل و کامل خطبه غدیر در هفت کتاب از مدارک معتبر شیعه که هم اکنون در دست مى‏باشد و بچاپ هم رسیده،با اسناد متصل نقل شده است.روایات این هفت کتاب به سه طریق منتهى مى‏شود:
یکى بروایت امام باقر(ع)است که با اسناد معتبر در سه کتاب « روضة الواعظین » تألیف شیخ إبن فتال نیشابورى (4) ، « الإحتجاج » تألیف شیخ طبرسی (5) ،و « الیقین » تألیف سید إبن طاووس (6) نقل شده است.
طریق دوم بروایت زید بن ارقم است که با اسناد متصل در سه کتاب « العدد القویة » تألیف شیخ على بن یوسف حلى (7)  « التحصین » تألیف سید إبن طاووس (8) ،و « الصراط المستقیم » تألیف شیخ على بن یونس بیاضى (9) ،و « نهج الایمان » تألیف شیخ حسین بن جبور (10) بنقل از کتاب « الولایة » تألیف مورخ طبرى روایت شده است.
طریق سوم بروایت حذیفة بن الیمان است که با اسناد متصل در کتاب « الإقبال » تألیف سید بن طاووس (11) بنقل از کتاب « النشر و الطى » نقل شده است.
شیخ حر عاملى در کتاب « اثبات الهداة »  (12) و علامه مجلسى در « بحار الأنوار »  (13) و سید بحرانى در کتاب « کشف المهم »  (14) و سایر علماى متأخر،خطبه مفصل غدیر را از مدارک مذکور نقل کرده‏اند.
بدین ترتیب،متن کامل خطبه غدیر بدست این بزرگان شیعه حفظ شده و بدست ما رسیده است،که این خود در عالم اسلام از افتخارات تشیع است.

اسناد و رجال روایت کننده متن کامل خطبه غدیر
ذیلا عین اسناد مربوط به روایت خطبه غدیر بعنوان پشتوانه آن تقدیم مى‏گردد.
روایت امام باقر(ع)به دو سند است:
قال الشیخ أحمد بن على بن ابی منصور الطبرسی فی کتاب « الإحتجاج » :
حدثنی السید العالم العابد ابو جعفر مهدی بن أبی الحرث الحسینی المرعشی رضى الله عنه قال:أخبرنا الشیخ أبو علی الحسن بن الشیخ أبی جعفر محمد بن الحسن الطوسی رضی الله عنه،قال :أخبرنا الشیخ السعید الوالد أبو جعفر قدس الله روحه،قال:أخبرنی جماعة عن أبی محمد هارون بن موسى التلعکبری،قال:
أخبرنی أبو علی محمد بن همام،قال:أخبرنا علی السوری قال:أخبرنا أبو محمد العلوی من ولد الأفطس ـ و کان من عباد الله الصالحین ـ قال:حدثنامحمد بن موسى الهمدانی،قال:حدثنا محمد بن خالد الطیالسی،قال:حدثنا سیف بن عمیرة و صالح بن عقبة جمیعا عن قیس بن سمعان عن علقمة بن محمد الحضرمی عن أبی جعفر محمد بن علی(الباقر)علیهما السلام.

قال السید إبن طاووس فی کتاب « الیقین » :قال أحمد بن محمد الطبری المعروف بالخلیلی فی کتابه « أخبرنی محمد بن أبی بکر بن عبد الرحمان،قال:حدثنی الحسن بن علی أبو محمد الدینوری،قال :حدثنا محمد بن موسى الهمدانی،قال:حدثنا محمد بن خالد الطیالسی،قال:حدثنا سیف بن عمیرة عن عقبة عن قیس بن سمعان عن علقمة بن محمد الحضرمی عن أبی جعفر محمد بن علی(الباقر) (ع).

روایت زید بن أرقم به سند زیر است:
قال السید إبن طاووس فی کتاب « التحصین » :قال الحسن بن أحمد الجاوانی فی کتابه « نور الهدى و المنجی من الردى » :عن أبی المفضل محمد بن عبد الله الشیبانی،قال:أخبرنا أبو جعفر محمد بن جریر الطبری و هارون بن عیسى بن سکین البلدی،قالا:حدثنا حمید بن الربیع الخزاز،قال :حدثنا یزید بن هارون،قال:حدثنا نوح بن مبشر،قال:حدثنا الولید بن صالح عن إبن امرأة زید بن أرقم و عن زید بن أرقم.

روایت حذیفة بن الیمان به سند زیر است:
قال السید إبن طاووس فی کتاب « الإقبال » قال مؤلف کتاب « النشر و الطی » :عن‏أحمد بن محمد بن علی المهلب:أخبرنا الشریف أبو القاسم علی بن محمد بن علی بن القاسم الشعرانی عن أبیه :حدثنا سلمة بن الفضل الأنصاری،عن أبی مریم عن قیس بن حیان(حنان)عن عطیة السعدی عن حذیفة بن الیمان.

 


پى‏نوشتها:

(1) بحار الأنوار:ج 37 ص .235
(2) بحار الأنوار:ج 37 ص .236
(3) الذریعة:ج 5 ص 101 شماره .418
(4) روضة الواعظین:ج 1ص .89
(5) الاحتجاج:ج 1 ص 66،بحار الأنوار:ج 37 ص .201
(6) الیقین:ص 343 باب 127.بحار الأنوار:ج 37 ص .218
(7) العدد القویة: .169
(8) التحصین:ص 578 باب 29 از قسم دوم.
(9) الصراط المستقیم:ج 1 ص .301
(10) نهج الایمان(نسخه خطى کتابخانه امام هادى(ع)در مشهد):ورقه 26ـ .34
(11) الإقبال:ص 454 و 456،بحار الأنوار:ج 37 ص 127 و .131
(12) اثبات الهداة:ج 2 ص 114،و ج .558 3
(13) بحار الانوار:ج 397 ص .201
(14) کشف المهم:ص 190
 

* برگرفته از کتاب اسرار غدیر ص 90
* نوشته ی محمد باقر انصارى

* منبع : سایت امام علی دات نت


:: بازدید : 76


:: برچسب‌ها: احادیث , روایات , غدیرخم ,
نویسنده
نویسنده : ایرانیکان
تاریخ : [یکشنبه 11 بهمن 1394 ] [ 15:16]
تاریخ
ارسال نظر برای این مطلب

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
آخرین مطالب ارسالی
سایت پول یابی ، محل کسب درآمد از اینترنت تاریخ : سه شنبه 30 آبان 1396
کسب درآمد و آموزش راههای کسب ثروت از اینترنت تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
آموزش موفقیت در گنج یابی و کاوش دفینه تاریخ : شنبه 21 فروردین 1395
گنج یابی و دفینه یابی، تاراج یا حراج آثار تاریخی؟ تاریخ : شنبه 21 فروردین 1395
قوانین و گنج یابی تاریخ : شنبه 21 فروردین 1395
کانال گوهر، جواهرات، سنگهای قیمتی و انرژی مثبت تاریخ : چهارشنبه 18 فروردین 1395
درختان دفینه دار ایران تاریخ : سه شنبه 25 اسفند 1394
علامت شتر در گنج یابی و دفینه تاریخ : سه شنبه 25 اسفند 1394
آموزش کنترل عصبانیت تاریخ : شنبه 24 بهمن 1394
فضیلت دعا و راز و نیاز تاریخ : شنبه 24 بهمن 1394
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
RSS

Powered By
Rozblog.Com
Translate : RojPix.ir