close
متخصص ارتودنسی
فروشگاه ایرانیکان
جذاب ترین ها،وبلاگ ایرانیکان - 4

جذاب ترین ها،وبلاگ ایرانیکان

کامپیوتر فیلم سینما گنج یابی دفینه ازدواج بازی کامپیوتری...

banner
جستجوگر پیشرفته



احکام تعبیر خواب و رویا

حتی رؤیای پیامبران(ع) نیز که به اعتقاد برخی علمای شیعه همواره صادق بوده و الهام غیبی و بلکه هم‌پایه وحی قلمداد شده، از نظر علامه مجلسی برای انبیاء(ع) حجت‌آور نبوده و به ‌تنهایی علت افعال ایشان قرار نمی‌گرفته است.

می‌فرماید: «اگر از ما سؤال کنند، نظر شما در مورد رؤیای انبیاء چیست و به چه علت به صحت آن حکم می‌کنید و آن را هم‌پایه وحی می‌دانید، می‌گوییم، ما قطع به صحت اخبار مربوط به این مسئله نداریم و این اخبار نیز از اخبار متواتر یا مستفیض نیستند که موجب علم شوند؛ البته آنچه ممکن است آن است که خداوند در مورد خاصی به پیامبرش قبلاً از طریق وحی اعلام کند که فلان مسئله را در خواب به تو خواهم گفت و آنچه را لازم است، انجام دهی، در رؤیا به تو نشان می‌دهم...

رؤیاها هر چه باشند، حجت (به معنای دلیل شرعی) نیستند؛ نه تکلیفی ایجاد و نه حقی را سلب می‌کنند. هیچ کس بواسطه خوابی که دیده ماموریتی پیدا نخواهد کرد خواب نمی تواند حلالی را حرام یا حرامی را حلال نماید. هرچند ممکن است از طریق رؤیا حقایقی کشف یا چیزی را در آینده پیش‌بینی کرد، به هیچ‌ وجه صرف دیدن رؤیا، کسی مکلف به انجام‌دادن یا ترک کاری که در بیداری بر آن مکلف نیست نخواهد شد.


 

اگر کسی در خواب از طرف معصوم(علیه السلام) به انجام کاری مأمور شود، در بیداری چیزی به عهده ندارد. علامه حلی در این باره می‌فرماید: «اگر(معصومین) در رؤیا مطلبی خلاف ظاهر بگویند، سزاوار نیست از آن تبعیت شود و اگر موافق شریعت چیزی بفرمایند، بهتر است بر طبق آن عمل شود؛ اما واجب نیست؛ زیرا زیارت امام(علیه السلام) در رؤیا موجب وجوب اتباع در بیداری نمی‌شود.(یعنی واجب نیست انجام شود)» (بحارالانوار، ج61، ص238) امام صادق(علیه السلام) در این مورد می‌فرماید: «ان دین الله عزوجل أعز من أن یری فی‌النوم»؛ «دین خداوند برتر از آن است که در خواب دیده می‌شود.» (همان، ص237)

 

متاسفانه یکی از اشکالات عوامانه اهمیت دادن بیش از حد و نامعقول به رویاهاست که موجب اتهام ما به خرافه‌پرستی و گاه کفر و ارتداد می‌شود. یکی از استادان دانشگاه بغداد در کتابی که درباره رؤیا منتشر کرده، می‌گوید: «شیعیان در بسیاری موارد، قبور امامزادگان و ائمه خود را از طریق رؤیا مشخص می‌کنند.»

(رؤیا از نظر دین و روانشناسی، ص 130)

به‌ تازگی نیز آیـة الله مکارم شیرازی برای مبارزه با همین خرافه‌سازی‌ها هشدار دادند و گفتند: «اخیراً با استناد به برخی خواب‌ها امامزاده‌سازی در بعضی جاها معمول شده است که مثلاً فلان امامزاده در فلان منطقه مدفون است یا این که نیاز به آب و غذا دارد و هر کسی با این امور مخالفت کند، به بلا گرفتار می‌شود. در مورد مسجد جمکران نیز بارها گفتیم که (جریان مربوط به شرافت آن) در بیداری اتفاق افتاده و در خواب نبوده است. در شرع اسلام این مطالب درست نیست و نمی‌شود بر این اساس مطلبی اسلامی درست کرد. (سایت تحلیلی خبری عصر ایران، کد خبر 100946)

هیچ رؤیایی نمی‌تواند همه دلیل برای صدور حکمی باشد؛ همچنین نمی‌تواند سندی دال بر ایمان یا کفر کسی باشد؛ حتی اگر رؤیای انسان برجسته‌ای باشد. دخالت صدها امر چون تغذیه تفکر، تلقین، اعتقادات، ‌مشاهدات روزانه، تخیلات، امیال و آرزوها و ... در رؤیا باعث می‌شود که رؤیا کاملاً از اعتبار «واقعی بودن» ساقط شود، بلکه از طریق رؤیا تنها می‌توان تا حد تقریبی خود بیننده را شناخت و به روحیاتش پی برد که البته این نیز از عهده روانکاوان برمی آید آن هم از این جهت که  هر کسی رؤیایی دارد که مطابق با منش و تفکر خود اوست.

رؤیاها هر چه باشند، حجت (به معنای دلیل شرعی) نیستند؛ نه تکلیفی ایجاد و نه حقی را سلب می‌کنند. هیچ کس بواسطه خوابی که دیده ماموریتی پیدا نخواهد کرد خواب نمی تواند حلالی را حرام یا حرامی را حلال نماید. هرچند ممکن است از طریق رؤیا حقایقی کشف یا چیزی را در آینده پیش‌بینی کرد، به هیچ‌ وجه صرف دیدن رؤیا، کسی مکلف به انجام‌دادن یا ترک کاری که در بیداری بر آن مکلف نیست نخواهد شد

فضیلت تراشی از طریق رویا برای خود یا دیگران، هیچ اعتبار دینی یا علمی ندارد بلکه تنها می تواند طرز فکر خود بیننده را نسبت به فرد دیده شده نشان دهد حتی اگر برخلاف عقایدش چیزی را ببیند باز هم سند صحت آن محسوب نمی شود بلکه می تواند نشانه شک و تردید وی یا وسواس و یا حتی دخالت شیطان باشد. در روایت است از أبى بصیر از امام صادق علیه السلام که فرمود: ابلیس یك شیطانى دارد بنام (هزع) كه در هر شب بخواب مردم آید بنابراین خوابهای درست و غلط با هم آمیخته اند و از حجیت ساقط شده اند.

 

بر فرض آنکه رویا به گونه ای باشد که بیننده را مطمئن به صحت آن سازد، تنها خود می تواند به آن معتقد شده و عمل کند. حق ندارد برای دیگران تعریف کند و بخواهد از طریق رویا چیزی را ثابت کند این گونه کارها ریشه دینی ندارد و تنها موجب خرافه پرستی و سوء استفاده خواهد بود. اینکه در بعضی مجالس مذهبی، کسی را از طریق رویا بالا می برند و یا می کوبند همه اقدامات ضددینی است که نشانه جهل و ضعف فکری است. در این مجالس گاهی دیده می شود چیزی را که خلاف روایات و آیات قرآنی است از طریق استناد به رویا اثبات می کنند. گاهی شخص فاسقی را که ابتدائا خودشان از فسق و فجورش مفصلا تعریف می کنند بواسطه یک رویا مثلا، به جهت گریه بر امام حسین علیه السلام، تبرئه می کنند و جایگاه بالایی هم به او می بخشند. اینگونه مسائل نه تنها ارزش گریه بر امام حسین را معلوم نمی کند بلکه قبح گناه را از بین می برد و مردم را نسبت به کل مسائل دینی به شک می اندازند و عوام را خرافاتی و غیر واقعی تربیت می کند. این همه روایت در باب ثواب گریه و عظمت آن کافی است تا اعتقاد مردم را تقویت کند دیگر نیازی به این چیزها نیست.

در روایت است از أبى بصیر از امام صادق علیه السلام که فرمود: ابلیس یك شیطانى دارد بنام (هزع) كه در هر شب بخواب مردم آید بنابراین خوابهای درست و غلط با هم آمیخته اند و از حجیت ساقط شده اند. بر فرض آنکه رویا به گونه ای باشد که بیننده را مطمئن به صحت آن سازد، تنها خود می تواند به آن معتقد شده و عمل کند. حق ندارد برای دیگران تعریف کند و بخواهد از طریق رویا چیزی را ثابت کند این گونه کارها ریشه دینی ندارد و تنها موجب خرافه پرستی و سوء استفاده خواهد بود

حتی رؤیای پیامبران(ع) نیز که به اعتقاد برخی علمای شیعه همواره صادق بوده و الهام غیبی و بلکه هم‌پایه وحی قلمداد شده، از نظر علامه مجلسی برای انبیاء(ع) حجت‌آور نبوده و به ‌تنهایی علت افعال ایشان قرار نمی‌گرفته است.

می‌فرماید: «اگر از ما سؤال کنند، نظر شما در مورد رؤیای انبیاء چیست و به چه علت به صحت آن حکم می‌کنید و آن را هم‌پایه وحی می‌دانید، می‌گوییم، ما قطع به صحت اخبار مربوط به این مسئله نداریم و این اخبار نیز از اخبار متواتر یا مستفیض نیستند که موجب علم شوند؛ البته آنچه ممکن است آن است که خداوند در مورد خاصی به پیامبرش قبلاً از طریق وحی اعلام کند که فلان مسئله را در خواب به تو خواهم گفت و آنچه را لازم است، انجام دهی، در رؤیا به تو نشان می‌دهم. در اینجا قطع به صحت پیدا می‌کند؛ به علت آنکه قبلاً از مجرای وحی تأیید شده است؛ نه به این علت که در خواب دیده شده است. رؤیای حضرت ابراهیم(ع) نیز بر همین توجیه حمل می‌شود؛ والا چگونه ممکن است حضرت ابراهیم(ع) یقین پیدا کند که مأمور به قربانی ‌کردن فرزندش شده است؟» (بحارالانوار، ج61، ص 216)


:: بازدید : 55


نویسنده
نویسنده : ایرانیکان
تاریخ : [سه شنبه 20 بهمن 1394 ] [ 8:36]
تاریخ

تربیت دینی کودکان

افراط در محبت و یا همان گوش سپردن به خواسته کودکان، سبب می شود که فرزندان لوس و عزیز دردانه بار بیایند و کار را به جایی برساند که فرزندان در آینده نتوانند بیرون از چتر حمایت والدین زندگی کنند. کودک نازپرورده چون فاقد اتکای به نفس و استقلال شخصیت است وهمیشه امید به دیگران دارد.اما چیزی که امروزه در بسیاری از خانواده ها دیده شده که خانواده ها به جای آن که تفاوت های فردی کودکان را بشناسند و آن ها را با توجّه به ذوق و استعدادشان پرورش دهند، آنان را بیشتر با فرهنگ غرب آشنا می کنند به گونه ای که فرزندان با داشتن رایانه به جای آموزش های صحیح حدود چند ساعت مشغول بازی های رایانه ای هستند.....

کودک به مانند نهال نورس است. هر نهالی برا ی آنکه رشد کند به زمین خاص و مقدار معینی نور و آب و سایه و آفتاب نیازمند است. هر کودکی نیز تحت شرایط و اوضاع مناسب و با ویژگی های خاص رشد می کند هرگاه این زمینه ها فراهم گردد، وی هم چون نهالی پس از روییدن به مرحله شکوفایی می رسد، مساعدترین محیطی که باید چنین زمینه هایی را برای کودکان فراهم آورد کانون مقدس خانواده است.



حضرت علی (ع) فرموده است :

«بهترین ارثی که پدران می توانند برای فرزندان خویش به جای گذارند، ادب و تربیت صحیح است».  1

مسئولیت خانواده ها در تربیت فرزند از مهم ترین مسایلی است که قرآن روی آن تکیه کرده و آن را جزو یکی از ویژگی های مؤمنان راستین برشمرده است.

خانواده ها از ساختارهای گوناگونی تشکیل می شوند :

1. خانواده ای که به صورت شیفته برخورد می کنند معمولاً در این خانواده ها افراد تسلیم کودک هستند، کودک کمی خودخواه و خودمحور بار می آید. این نوع رفتار با کودک قابل قبول نخواهد بود. متأسفانه امروزه نیز روانشناسان به این نتیجه رسیدند که خانواده ها از این نوع هستند و همه خواسته فرزند را برآورده می کنند. گویا به جای آن که فرزند از پدر و مادر حساب ببرد، پدر و مادر از فرزندان خویش حساب می برند.

2. به صورت خانواده فعّال، با قدرت و توان حرکت می کنند. اگر خانواده فعّالیت مطلوب را داشته باشد، کودک با کمترین استعداد به بالاترین بارم رشد خود خواهد رسید و کمتر دچار اتلال حواس، پراکندگی ذهنی یا تضییع امکانات می گردد.

 

حال در این جا این سئوال در ذهن مطرح می شود و آن اینکه در تربیت فرزند فقط نقش خانواده مؤثر است؟

در جواب این سؤال می توان گفت که 70 درصد از عوامل تأثیرگذار خانواده ها هستند چون کودک است که هر حرکات از جمله راه رفتن، سخن گفتن، اعتماد به نفس، اخلاق را از خانواده یاد می گیرد و 30 درصد آن مربوط به وراثت، محیط، تغذیه می باشد. پس خانواده با سعی و تلاش خود در تربیت فرزند خود باید بکوشد.

 

بنابرآنچه که در بالا به آن اشاره شد، افراط در محبت و یا همان گوش سپردن به خواسته کودکان، سبب می شود که فرزندان لوس و عزیز دردانه بار بیایند و کار را به جایی برساند که فرزندان در آینده نتوانند بیرون از چتر حمایت والدین زندگی کنند. کودک نازپرورده چون فاقد اتکای به نفس و استقلال شخصیت است وهمیشه امید به دیگران دارد.اما چیزی که امروزه در بسیاری از خانواده ها دیده شده که خانواده ها به جای آن که تفاوت های فردی کودکان را بشناسند و آن ها را با توجّه به ذوق و استعدادشان پرورش دهند، آنان را بیشتر با فرهنگ غرب آشنا می کنند به گونه ای که فرزندان با داشتن رایانه به جای آموزش های صحیح حدود چند ساعت مشغول بازی های رایانه ای هستند.

چه کسی گفته است که بازی های رایانه ای موجب سعادت و پیشرفت کودکان می شود. بازی هایی که با در بر گرفتن فرهنگ بیگانه سبب لطمه روحی و جسمی کودک خواهد شد. اسلام با این گونه آموزش ها و تربیت های نادرست مخالف است.

در کجای اسلام آمده است که بازی های رایانه ای موجب سعادت و پیشرفت کودکان می شود. بازی هایی که با در بر گرفتن فرهنگ بیگانه سبب لطمه روحی و جسمی کودک خواهد شد. اسلام با این گونه آموزش ها و تربیت های نادرست مخالف است و به جای آن ها روشهای صحیح و سالمی در دسترس خانواده ها قرار می دهد که مطمئناً با به کارگیری این روش ها بدانند آن طوری که می خواهند فرزندانشان پرورش خواهند یافت.

مخلص کلام اینکه : حقوق مسلم کودک که خانواده و مربیان در برابر آن مکلف و مسئولند، برخوردار نمودن کودک از مزایای تعلیم و سوق دادن او به سوی ارزش های پاک در پرتو اهداف عالی انسان است. البته در موضوع تعلیم، جامعه، فرهنگ، مطبوعات، رسانه های گروهی و . . . نیز نقش عمده دارند. ولی پدر و مادر با نظرات مستقیم خود کودک را در مسیری هدایت کنند. آموزش از نظر اسلام انواعی دارد از جمله : آموزش قرآن، آموزش نماز، آموزش احادیث می باشد.

 حضرت علی (ع) در نهج البلاغه می فرمایند :

حق فرزند بر پدر و مادر اینست که قرآن را به او یاد دهند.

 

و امام باقر می فرمایند :

«ما کودکان را از پنج سالگی به نماز خواندن وادار می کنیم ولی شما از سن هفت سالگی»  2

و ورزش کردن و شرکت در کلاس های ورزشی و احترام به بزرگان

پس بکوشیم برای تربیت اسلامی فرزندان نه تربیت فرهنگ بیگانه.

1. شرح غررالحکم

2. وسایل الشیعه، ج 3، ص 12

منبع:تبیان


:: بازدید : 38


نویسنده
نویسنده : ایرانیکان
تاریخ : [سه شنبه 20 بهمن 1394 ] [ 8:29]
تاریخ

حضرت زینب

مهمترین‌القاب‌حضرت‌زینب «علیهاالسّلام» عقیلة بنی‌هاشم، عقیلة الطّالبین، عقیلة العرب، امّ المصائب و … می‌باشد. (عقیله زن کریمه‌ای را گویند که در بین فامیل بسیار عزیز و در خاندان خود ارجمند باشد.)(1)

قدر و منزلت ایشان: در تاریخ آمده امام حسین «علیه‌السّلام» نسبت به خواهرش حضرت زینب «علیهاالسّلام» بسیار احترام می‌گذاشت و هرگاه حضرت‌زینب‌«علیهاالسّلام» به دیدن برادر می‌رفت، امام‌حسین «علیه‌السّلام» پیش پای او قیام می‌کرد و می‌ایستاد و او را در جای خود می‌نشاند و این عمل نشانة قدر و منزلت حضرت زینب «علیهاالسّلام» نزد برادر است.(2)...


تولّد حضرت زینب «علیهاالسّلام»: ایشان در پنجم جمادی‌الاوّل سال ششم هجرت سال صلح حدیبیّه متولّد شدند. هنگامی که حضرت زینب «علیهاالسّلام» تولّد یافت، مادرش زهرا «علیهاالسّلام» او را نزد پدرش امیرالمؤمنین «علیه‌السّلام» آورده و عرض کرد: نام این مولود را بگذار. حضرت علی «علیه‌السّلام» فرمودند: من بر پیغمبر «صلّی‌‌الله‌علیه‌وآله» سبقت نمی‌گیرم ….. حضرت زهرا «علیهاالسّلام» طفل تازه به دنیا آمده را نزد پدر بردند که نام او را بگذارد. جبرئیل نازل شده، سلام به رسول‌خدا «صلّی‌‌الله‌علیه‌وآله» رساند و گفت: نام این مولود را «زینب» بگذار و این نامی است که خدای تبارک و تعالی اختیار فرموده. آن‌گاه پیغمبر «صلّی‌‌الله‌علیه‌وآله» را از مصائبی که بر حضرت زینب «علیهاالسّلام» وارد می‌شود آگاه نمود. رسول خدا «صلّی‌‌الله‌علیه‌وآله» گریان شده و فرمودند: «هر کس بر زینب «علیهاالسّلام» گریه کند اجر و ثوابش مانند کسی است که بر برادرانش حسن و حسین گریه نموده باشد.»

 

القاب ایشان: مهمترین‌القاب‌حضرت‌زینب «علیهاالسّلام» عقیلة بنی‌هاشم، عقیلة الطّالبین، عقیلة العرب، امّ المصائب و … می‌باشد. (عقیله زن کریمه‌ای را گویند که در بین فامیل بسیار عزیز و در خاندان خود ارجمند باشد.)(1)

قدر و منزلت ایشان: در تاریخ آمده امام حسین «علیه‌السّلام» نسبت به خواهرش حضرت زینب «علیهاالسّلام» بسیار احترام می‌گذاشت و هرگاه حضرت‌زینب‌«علیهاالسّلام» به دیدن برادر می‌رفت، امام‌حسین «علیه‌السّلام» پیش پای او قیام می‌کرد و می‌ایستاد و او را در جای خود می‌نشاند و این عمل نشانة قدر و منزلت حضرت زینب «علیهاالسّلام» نزد برادر است.(2)

عفّت ایشان: یکی از علمای بزرگ اسلام از شخصی به نام یحیی نقل می‌کند که گفت: «در همسایگی منزل امیرالمؤمنین «علیه‌السّلام» بودم و منزل من کنار منزلی بود که حضرت زینب «علیهاالسّلام» در آنجا می‌نشست و حتّی یک دفعه کسی او را ندید و صدای او را هم نشنید و هرگاه می‌خواست به زیارت جدّ بزرگوارش برود، در دل شب می‌رفت …(3)

مقام ایشان: در تاریخ آمده امام حسین «علیه‌السّلام» اسرار امامت را با او در میان می‌گذاشت.

زهد و تدبیر ایشان: خاتون‌آبادی می‌نویسد: حضرت‌زینب «علیهاالسّلام» در بلاغت و زهد و تدبیر و شجاعت مانند مادرش بود …. همچنین نیشابوری‌ در رسالة علویه می‌نویسد: زینب «علیهاالسّلام» دختر علی «علیه‌السّلام» در فصاحت‌و بلاغت‌و زهد و عبادت‌مانند پدر و مادرش بود.(4)

علم و کمال ایشان: حضرت زینب «علیهاالسّلام» در مهد مدینة علم نبوی تربیت شده و در تمامی عمر در پیشگاه دو پیشوای بزرگ که بزرگان اهل بهشتند پرورش یافت و از چنان علم و دانشی برخوردار بود که حتّی دشمنان مانند یزید «لعنت‌الله‌علیه» نیز به فضیلت و علم و کمال او معترف بودند. امام سجّاد «علیه‌السّلام» دربارة ایشان فرمودند: «انتِ بحمدالله عالـمة غیر معلّمة و فهمة غیر مفهّمة».

فصاحت و بلاغت و شجاعت ایشان: فصاحت علوی و بلاغت مرتضوی پس از او به دختر دلبندش حضرت زینب «علیهاالسّلام» رسید و تمامی فصحاء عرب و بلغای مشهور معترفند که بعد از علی «علیه‌السّلام» فصیح‌ترین و بلیغ‌ترین افراد حضرت زینب «علیهاالسّلام» بوده است.(5)

حضرت زینب «علیهاالسّلام» چنان خطبه‌ای در بازار کوفه و شام خواندند که همة مردم گفتند: گوئی زبان امیرالمؤمنین «علیه‌السّلام» در دهان اوست و همگی ساکت شدند و نفس‌ها در سینه‌ها حبس شد و زنگهای شتران دیگر صدا نکرد …..

حضرت زینب «علیهاالسّلام» در خطبة خود فرمودند: «ای مردم کوفه! ای اهل غدر و مکر! بر ما گریه می‌کنید. آب چشم شما نایستد و ساکت نگردد …. آیا بر ما گریه و زاری می‌کنید؟!!! ای والله ـ بسیار بگریید و کم بخندید ـ عیب و عار ابدی را برای خود گذاردید و این ننگ را هرگز نمی‌توانید از خود دور کنید و به هیچ آبی نمی‌توانید بشوئید و چگونه توانید شست و با چه تلافی خواهید کرد کشتن جگر گوشة خاتم پیغمبران و سیّد جوانان اهل بهشت را ؟!!!!!……..(6)

راوی می‌گوید: سوگند به خدا در حین خطبه، بغض گلوهای مردم را گرفته و پس از خطبه چنان اهل کوفه بلندبلند گریه می‌کردند که محاسن آنها از اشک چشمشان تر بود و انگشت حیرت به دندان گزیده بودند. پیرمردی در کنار من بود و محاسنش از اشکش تر شده بود و می‌گفت: «پدر و مادرم فدای شما که پیر شما بهترین پیرها و جوانتان بهترین جوانها و زنان شما بهترین زنان و نسل شما بهترین نسل‌هاست که نه مغلوب می‌شوید و نه مقهور.»(7)

حتّی دشمنان نیز او را می‌ستودند. بلاغت و شجاعت حضرت زینب «علیهاالسّلام» چنان آشکار و ظاهر بود که مانند آفتاب مورد تصدیق تمامی ارباب کتب و مقاتل است.(8)

ایشان با اینکه در حالت اسیری بودند بارها و بارها یزید «لعنت‌الله‌علیه» را مخاطب ساخته و علناً و در حضور مردم ظلم‌های او را یادآوری نمودند و این شجاعت در احدی جز فرزندان امیرالمؤمنین حضرت علی «علیه‌السّلام» یافت نمی‌شود.

زهد و عبادت ایشان: چنانچه در تاریخ آمده با اینکه حضرت زینب «علیهاالسّلام» صدمات زیادی دیده و مصیبات بسیاری کشیده بودند، ولی حتّی نمازهای نافلة ایشان ترک نمی‌شد. امام سجّاد نیز در ضمن روایتی ذکر کردند که حضرت زینب «علیهاالسّلام» در بعضی از منازل نمازشان را نشسته می‌خواندند از شدّت گرسنگی و ضعف، زیرا ایشان سهم غذای خود را بین اطفال و کودکان تقسیم می‌کردند …..(9)

ثواب گریه بر ایشان: امام صادق «علیه‌السّلام» فرمودند:‌ «اگر کسی بر مصیبت عمّه‌ام زینب «علیهاالسّلام» که با برادر شریک بودند گریه کند و تشکیل مجالس ذکر ما بدهد یا بشنود و گریان شود اگر به قدر بال مگس چشمش در این مصیبت تر شود خداوند او را بیامرزد، این است ثواب و اجر گریه‌کنندگان بر مصیبت حضرت زینب «علیهاالسّلام».(10)

صبــر ایشان: مواقعی که در کربلا بر حضرت زینب «علیهاالسّلام» سخت گذشت:

1-یکی از مواقعی که به حضرت زینب «علیهاالسّلام» بسیار سخت گذشت، ‌زمان کشته شدن حضرت علی اکبر «علیه‌السّلام» بود و آن حضرت با صدای بلند گفت: «یا حبیباه و ابن اخاه» و چنان تند به سوی او می‌‹فت که به زمین افتاد. امام حسین «علیه‌السّلام» او را گرفت و بلند کرد و به خیمه برگرداند و فرمود: ای جوانان بنی‌هاشم! نعش برادرتان علی را به خیمه ببرید. حضرت زینب «علیه‌السّلام» در این هنگام از خیمه بیرون آمد و چشمش بر قد و قامت علی اکبر «علیه‌السّلام» افتاد، بسیار گریان و پریشان شد و فریاد می‌کرد: نوردیدة برادرم، علی اکبرم … کاش من نابینا بودم و تو را بدین حال نمی‌دیدم که به خاک و خون آغشته باشی و صیحه‌ای زد و بیهوش شد ….(11)

2-یکی دیگر از موارد بیتابی حضرت زینب «علیهاالسّلام» موقعی بود که مام حسین «علیه‌السّلام» به قتلگاه جوانان نگریست و نگاهی به خیام نمود و فرمود:‌«هل من ذابٍ یذبُّ عن حرم رسول‌الله «ص» ؟!! …… وقتی صدای استغاثة امام حسین «علیه‌السّلام» بلند شد،‌صدای واویلای زنان حرم نیز برخاست و حضرت عقب خیام آمدند و فرمودند: خواهرم زینب! طفل شیرخوار را بیاوریدتا با او وداع کنم و … آنچه که می‌دانید به وقوع پیوست و حرمله «لعنت‌الله‌علیه» با تیر سه شعبه به گلوی نازنین او زد گوش تا گوش آن طفل را برید.

3-یکی دیگر از مواردی که به حضرت زینب «علیهاالسّلام» سخت گذشت آن ساعتی بود که امام حسین «علیه‌السّلام» نگاهی به خیام حرم کرد و دید که جز حضرت سجّاد «علیه‌السّلام» که بیمار بودند دیگر مردی باقی نمانده و آنگاه با صدای بلند فرمود: یا زینب یا امّ کلثوم ….. و از پردة جگر صدا زد: «علیکنّ منّی السّلام» کنایه از اینکه ای زن و بچّة من خداحافظ من هم رفتم… و در این میان گریه و زاری بانوان و اطفال شدّت گرفت.

4-مهمترین جایی که بر حضرت زینب «علیهاالسّلام» بسیار سخت گذشت زمانی بود که امام حسین «علیه‌السّلام» از اسب به زمین افتاد و صورت مبارک روی خاک نهاد. حضرت زینب «علیهاالسّلام» درب خیمه ایستاده بود و این منظرة هولناک را می‌نگریست …. ناگاه با صدای بلند فرمود: مگر در میان شما یک نفر مسلمان نیست. هیچ کس جوابی نداد. حضرت زینب «علیهاالسّلام» به بالای تلّ زینبیّه رفت و مشاهده کرد که امام حسین «علیه‌السّلام» تنها و بی یاور در گودال قتله‌گاه به زمین افتاده و آن نفرین‌شدگان با نیزه و شمشیر و خنجر او را هدف قرار داده‌اند و کسانی که حربه‌ای ندارند با سنگ بر بدن عزیز زهرا «علیهاالسّلام» می‌زنند و همچنین آن‌حضرت مشاهده کرد که شمر ملعون بر روی سینة‌ امام حسین «علیه‌السّلام» نشسته و سر از بدن او جدا می‌کند ……………. و این صحنه‌ای است که هیچ چشم را تاب دیدن آن نیست ………(12)

«اللهمّ العن اوّل ظالمٍ ظلم حقّ محمّدٍ و آل محمّد و آخر تابعٍ له علی ذلک الّلهمّ العن العصابة‌ الّتی جاهدت الحسین و شایعت و بایعت و تابعت علی قتله، الّلهمّ العنهم جمیعاً»

و السّلام علی من اتّبع الهدی

1- زینب کبری (س)، ص48.

2- زینب کبری (س)، ص52.

3- زینب کبری (س)، ص52.

4- زینب کبری (س)، ص58.

5- زینب کبری (س)، ص78.

6- زینب کبری (س)، ص79.

7- زینب کبری (س)، ص80.

8- زینب کبری (س)، ص88.

9- زینب کبری (س)، ص90.

10- زینب کبری (س)، ص104.

11- کشف الغمّه، ص186 {و} نور الابصار شبلنجی ص135.

12- زینب کبری (س) ، ص132


:: بازدید : 28


نویسنده
نویسنده : ایرانیکان
تاریخ : [دوشنبه 19 بهمن 1394 ] [ 15:45]
تاریخ

شادی از دیدگاه قرآن و روایات اسلامی

دین اسلام كه به همه‌ی ابعاد حیاتی انسان توجه کرده و متناسب با نیازهای واقعی وی برنامه‌هایی ارائه كرده است . درمورد شادی و نشاط و عوامل نشاط‌انگیز را كه لازمه‌ی یك زندگی موفق است مواردی رابه انسان معرفی و توصیه می‌كند .[13]
امام علی(ع) می‌فرماید : شادی باعث انبساط روح و ایجاد وجد و نشاط می‌شود .[14]
حدیث زیبایی كه از رسول اكرم (ص) نقل است كه فرمود : در بهشت جایی است كه به آن خانه‌ی شادی گفته می‌شود ، هیچ‌كس به آن خانه وارد نمی‌شود مگر آن‌كه موجب شادی كودكان شده باشد .[15]


معنی لغوی شادی و تفریح :
شادی حالت مثبتی است كه در انسان به وجود می‌آید و در مقابل غم و اندوه قرار دارد و معمولاً منجر به رفتاری می‌شود كه بر آن حالت شادی‌كنان گفته می‌شود ، یعنی فرد در حال شادی كردن است .[1]
تفریح به معنای شاد كردن ، فرح و خوشی ، تفرج و تماشا و گشت و گذار آمده است . [2]
الفاظ شادی در قرآن :
شادی و نشاط در قرآن كریم اغلب با الفاظی هم‌چون فرح ، فرحوا ، تفریح ، تفرحوا ، تفرحون ، یفرح ، فرحون و فرحین آمده است ؛
معنی لغوی فرح :
فرح مخالف حزن و اندوه است .[3] و عبارت است از لذّت قلب و روح از رسیدن به آنچه میل دارد .[4] و در بیانی گفته شده ؛ فرح شرح صدر است به سبب لذت زودگذر كه اكثراً درباره‌ی لذات حسی و دنیوی صدق می‌كند .[5]
فرح در قرآن در چند معنا به كار رفته است ؟
1- سركشی و بدمستی كه درباره‌ی آن خداوند می‌فرماید : « إِنَّ اللَّهَ لَا یُحِبُّ الْفَرِحِینَ »[6]
2- خوشنودی و رضا كه خداوند می‌فرماید : « مِنَ الَّذِینَ فَرَّقُوا دِینَهُمْ وَكَانُوا شِیَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَیْهِمْ فَرِحُونَ » [7]
3- شادمانی و خوش‌حالی كه در این باره خداوند می‌فرماید: « فَرِحِینَ بِمَا آتَاهُمُ اللّهُ مِن فَضْلِهِ وَیَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِینَ لَمْ یَلْحَقُواْ بِهِم مِّنْ خَلْفِهِمْ أَلاَّ خَوْفٌ عَلَیْهِمْ وَلاَ هُمْ یَحْزَنُونَ » [8]
در همه‌ی موارد « فرحین » به معنای آنان كه شاد و مسرورند ، آمده است . اما در جایی از قرآن مهر و محبت الهی نسبت به تعریف « فرحین » نفی شده است و اشاره شده كه « فرحین » از محبت خداوند دور شده‌اند ،[9] كه این سوره درباره‌ی قارون است . در این‌جا كلمه‌ی « فرح » به معنای « بطر » یعنی چیزی که لازمه ی فرح و خوش‌حالی و فرح مفرط و بیش از حد كه آخرت را از یاد می‌برد ترجمه شده است .[10] چنین فرحی چون مانع از محبت خداوند است ، نهی شده و در این‌جا « فرحین » به معنای «اشرین» و «بطرین» ؛ است یعنی كسانی كه شكر خداوند را به خاطر آنچه بر آن‌ها عطا فرموده ، به جای نمی‌آورند و به متاع دنیوی و لذات نفسانی ، آن‌قدر در رسیدن به این لذّات غوطه‌ور شده كه از توجه به اعمال صالح و تلاش برای انجام آن بازمانده است .[11و12]
سرگرمی‌های لذت بخش و هدف دار در كلام امام رضا (ع) این گونه وصف شده‌است : از لذائذ دنیوی نصیبی برای كامیابی خویش قرار دهید و خواهش های دل را از راه‌های مشروع برآورید، مراقبت كنید كه در این كار به مردانگی و شرافت شما آسیب نرسد و دچار اسراف و تند روی نشوید ، تفریح و سر‌گرمی ‌های لذت‌‌بخش ، شما را در اداره ی زندگی یاری می‌كند و با كمك آن بهتر در امور دنیوی خویش موفق خواهید شد
اهمیت شادی و تفریح در آموزه‌‌های دینی ؛
دین اسلام كه به همه‌ی ابعاد حیاتی انسان توجه کرده و متناسب با نیازهای واقعی وی برنامه‌هایی ارائه كرده است . درمورد شادی و نشاط و عوامل نشاط‌انگیز را كه لازمه‌ی یك زندگی موفق است مواردی رابه انسان معرفی و توصیه می‌كند .[13]
امام علی(ع) می‌فرماید : شادی باعث انبساط روح و ایجاد وجد و نشاط می‌شود .[14]
حدیث زیبایی كه از رسول اكرم (ص) نقل است كه فرمود : در بهشت جایی است كه به آن خانه‌ی شادی گفته می‌شود ، هیچ‌كس به آن خانه وارد نمی‌شود مگر آن‌كه موجب شادی كودكان شده باشد .[15]
سرگرمی‌های لذت بخش و هدف دار در كلام امام رضا (ع) این گونه وصف شده‌است : از لذائذ دنیوی نصیبی برای كامیابی خویش قرار دهید و خواهش های دل را از راه‌های مشروع برآورید، مراقبت كنید كه در این كار به مردانگی و شرافت شما آسیب نرسد و دچار اسراف و تند روی نشوید ، تفریح و سر‌گرمی ‌های لذت‌‌بخش ، شما را در اداره ی زندگی یاری می‌كند و با كمك آن بهتر در امور دنیوی خویش موفق خواهید شد .[16]
در تقسیم‌بندی اوقات و نظم روزانه‌ای كه پیشوایان معصوم (ع) توصیه كرده‌اند ، مسرّت و شادی جایگاه ویژه‌ای دارد ، چنانكه امام رضا (ع) می ‌فرماید : كوشش كنید اوقات روز شما چهار قسمت باشد؛ ساعتی برای عبادت و خلوت با خدا ، ساعتی برای تأمین معاش ، ساعتی برای معاشرت با برادران مورد اعتماد وكسانی كه شما را به عیب‌هایتان واقف می ‌سازند و در باطن به شما خلوص و صفا دارند و ساعتی را هم به تفریحات و لذائذ خود اختصاص دهید و از مسرّت و شادی ساعات تفریح ، نیروی انجام وظائف را تأمین كنید .[17]

عوامل شادی آفرین :
اسلام دین شادی وحلاوت و نشاط است ، اما شادی آمیخته با فساد را تجویز نمی‌كند و برای مسلمانان سبك‌سری ، هرزگی و توهین را به بهانه شادی روا نمی ‌دارد . خداوند می ‌فرماید : در رأس همه ی عوامل شادی و نشاط ایمان به خدا و تقوای الهی است و در سایه دین است كه شادی واقعی به‌دست خواهد آمد .
یكی از راه‌های بدست آوردن شادی و نشاط پایدار ومعنوی ، استفاده از رهنمودهای دین در كم كردن وابستگی‌ها به‌دنیا و آرزوهای دور و دراز در رسیدن به مظاهر دنیا و به‌طور كلی زهد و قانع بودن است . زیرا هر چه وابستگی انسان به مظاهر دنیا و مال و منال و لذّت‌های گذرا بیشتر باشد ، غم و افسردگی بیشتری را به دنبال خواهد داشت .[18]
پیامبر اكرم (ص) در این باره می ‌فرماید : علاقه شدید به مظاهر دنیا غم و اندوه را زیاد می‌كند .[19]
یكی دیگر از عوامل شادی آفرین در زندگی انسان تفریح و است . روح انسان به تفریح و نیاز دارد. به‌طوری كه تفریحات سالم از بهترین شادی ها و لذت‌های سالم و نشاط‌آور انسان است .
طبق کلام خدا ومعصومین هرچه در زندگی گناه نباشد ،زندگی شیرین تر و شادی در آن بیشتر جریان دارد قرآن می فرماید :كسانی كه تقوا داشته باشند ، زندگی‌شان شیرین می شود . « وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَ أَبْكى » [22]‏ آیه‌ی قرآن است ،می فرماید : شاد کردن و گریاندن دست خدا است .
خداوند در قرآن كریم به سیاحت و سفر امر فرموده‌است تا انسان هم از سرنوشت و سرگذشت گذشتگان آگاهی یابد و عبرت گیرد و هم از زیبایی طبیعت بهره ببرد و شادمان شود.
ورزش و بازی نیز از جمله عوامل شادی محسوب می ‌شود . ورزش از كارهای نشاط‌آوری است كه رهبران دینی به آن عنایت داشته و به بعضی از ورزش‌ها به خاطر اینكه در ورزیدگی وفنون رزمی و دفاعی تأثیر دارند ، بیشتر توجه شده‌است. چنانكه پیامبر اكرم (ص) می‌فرماید : حق فرزند بر عهده پدرش این است كه به او نوشتن و شنا كردن و تیر‌اندازی را آموزش بدهد و جز از راه حلال روزی او را تامین نكند.[20]
رسول خدا می‌فرماید : هر كه مومنی را شاد كند ، مرا شاد كرده و هر كه مرا شاد نماید ، همانا خداوند را شاد نموده است.[21]
نتیجه
طبق کلام خدا ومعصومین هرچه در زندگی گناه نباشد ،زندگی شیرین تر و شادی در آن بیشتر جریان دارد قرآن می فرماید :كسانی كه تقوا داشته باشند ، زندگی‌شان شیرین می شود . « وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَ أَبْكى » [22]‏ آیه‌ی قرآن است ،می فرماید : شاد کردن و گریاندن دست خدا است .خیلی از اوقات اتفاق افتاده که در ظاهر به خاطر کاری ناراحتی پیش آمده اما چون آن مورد ، صبغه ی دینی داشته بلافاصله از راه دیگری خوشحال شده ایم و بالعکس ، از موردی به خوشحالی کذایی رسیده ایم که به چشم به هم زدنی آن شادی از ما سلب شده است .پس می توان به این نکته ی اساسی و مهم رسید که از راه گناه لذت واقعی نخواهیم برد !!
پی نوشت ها :
1- لغت‌نامه‌ی دهخدا ، ذیل واژه‌ی شادی
2- همان منبع ، ذیل واژه‌ی تفریح
3- معجم‌ مقایس‌اللغة ، ذیل ماده فرح
4- مصباح‌المنیر ، ج 2، ص 638
5- مفردات الفاظ قرآن ، ص 628
6- قصص ، 76
7- روم ، 32
8- آل‌عمران ، 170
9- الحسب والیغفن فی‌القرآن‌الكریم ، ص 246
10- معجم مقایس اللغة
12و11- المیزان ، ج 16، ص 110 و الدرالمنثور ، ج 6 ، ص 438
13- التحریر والتنویر ، ج 20، ص 178
14-همان ،ج 20،ص180
15- تربیت ، ص 54
16- بحارالانوار ، ج75 ،ص321
17- همان
18- نهج البلاغه ، ص995
19- بحارالانوار ، ج 73 ، ص91
20- بحارالانوار ،ج75،ص 322
21- همان
22- نجم /43

منبع:پایگاه استاد انصاریان


:: بازدید : 30


نویسنده
نویسنده : ایرانیکان
تاریخ : [دوشنبه 19 بهمن 1394 ] [ 15:41]
تاریخ
آخرین مطالب ارسالی
کسب درآمد و آموزش راههای کسب ثروت از اینترنت تاریخ : دوشنبه 13 شهریور 1396
آموزش موفقیت در گنج یابی و کاوش دفینه تاریخ : شنبه 21 فروردین 1395
گنج یابی و دفینه یابی، تاراج یا حراج آثار تاریخی؟ تاریخ : شنبه 21 فروردین 1395
قوانین و گنج یابی تاریخ : شنبه 21 فروردین 1395
کانال گوهر، جواهرات، سنگهای قیمتی و انرژی مثبت تاریخ : چهارشنبه 18 فروردین 1395
درختان دفینه دار ایران تاریخ : سه شنبه 25 اسفند 1394
علامت شتر در گنج یابی و دفینه تاریخ : سه شنبه 25 اسفند 1394
آموزش کنترل عصبانیت تاریخ : شنبه 24 بهمن 1394
فضیلت دعا و راز و نیاز تاریخ : شنبه 24 بهمن 1394
وداع حضرت فاطمه زهرا تاریخ : شنبه 24 بهمن 1394
صفحات سایت
Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز
RSS

Powered By
Rozblog.Com
Translate : RojPix.ir